نیمکره های مغز و ترجمه

تعداد بازدید: 768

هر زمانی که ترجمه می کنید، اثری منحصر به فرد از خود بر جای می گذارید . به گفته دیویس بلوس اگر صفحه ای را به صد متر جم کار کشته بدهید، احتمال این که دو مترجم ترجمه های یکسانی داشته باشند، نزدیک به صفر است زیرا هر یک از ما دارای سطوح متفاوتی از دانش، تجربه و فن هستیم، در این مطلب بر آن بوده ایم که با صحبت در مورد کاربرد نیمکره راست مغز در ترجمه به ارتقای فن ترجمه بپردازیم


نیم کره ی راست در تقابل با نیم کره ی چپ

 


بسیاری از مردم معتقدند که بهترین ایده ها زمانی به ذهن شان رسیده است که در حال استراحت بوده اند. تنها حدود ۳ درصد از تمام ایده های خلاقانه در هنگام فعالیت های شغلی به وجود آمده اند، اما ۶۷ درصد باقی در زمانپیاده روی و تفریح میان دوستان و آشنایان به ذهن افراد رسیده است. سوال این است که چرا ایده های خلاقانه زمانی به سراغمان می آیند که با در حال استراحت هستیم یا در حال انجام کاری که هیچ ارتباطی با فعالیت اصلی ندارند؟ شاید بتوان گفت زیرا در چنین مواقعی نیم کرهای راست مغز فعال تر است. حتی زمانی که تحقیقات اخیر کشفیاتی کاملا جدید را در این باره آشکار ساختند و ثابت کردند دسته بندی خصوصیات افراد به دو دسته ی چپ مغزا و ار است مفسرا کاملا اشتباه است، مشخص شد که تقسیم کار در مغز موجب می شود هر کدام از دو نیم کره تاحدی مستقل عمل کنند و رویکردهایی متفاوتی در مورد یک فعالیت مشخص داشته باشند. تیم کر دی چپ بیشتر درگیر جزئیات فعالیت هاست، اما نیمکره راست در درک کلی مسائل بهتر عمل می کند. نیم کر دی چپ متلتی، ترتیب مداره استدلال گرا، تحلیل گرا و جزئی نگر است، اما در مقابل عملکرد نیم کسرهای راست بیشتر تصادفی، غریزی، کلینگر و ترکیبی است به هر حال خلاف تصور غالب، ترجمه فرآیندی خلاقانه بی شک برای ترجمه به نیم کرهای چسب نیاز خواهید داشت. بدین شکل که معنی دقیق را درک می کنید، واژه ی دقیق را می یابید، واژگان را به ترتیب کنار یکدیگر می گذارید. تمامی این مراحل در نیم کره چپ مغز صورت می گیرند اگر چه در برخی مواقع حتی برای این فرایند ها نیسر بسه خلاقیت نیاز خواهید داشت، چرا که فرهنگ های لغات، دانشنامه ها و دیگر منابع در تمام شرایط پاسخ گوی نیاز شما نیستند، اما تنها با استفاده از نیم کرهای چپ نمی توانیسا، به فعالیت های خلاقانه بپردازید.
دلیل این امر این است که در نیم کسرای چپ همه چیمر سیاه و سفید مطلق است. اما همان طور که می دانید هنگام نگارش، برای طبیعی جلوه دادن متن با بازسازی بک عبارت به آزادی بیشتری نیاز دارید. در واقع برای آن که متن رنگ و بوی ترجمه ندهد، باید از رنگ های بیشتری استفاده کنید. همین جاست که تیم کره چپ مغز با مشکل مواجه می شود، زیرا به شدت تلاش می کند که با اصول خود کار را پیش برد، اما صد البته در می ماند. در چنین مواقعی است که نیم کرهای راست باید پا به میدان بگذارد
تاکنون برایتان پیش آماده است که برای یافتن واژه ای به شدت ناتوان شده باشید، اما همین که کمی استراحت می کنید آن واژه به ذهنتان خطور کند؟ یا مثلا نیمه شب از خواب می پرید و می فهمید فلان عبارت چه معنایی داشته است؟ در چنین مواقعی است که تیم کره چپ مغز خود را به عقب رانده اید و تیم کرتی راست را فراخوانده اید ترجمه نیاز به تفکر و سبک سنگین کردن متن دارد و احتمالا متوجه شده اید پس از استراحتی کوتاه، خصوصا هنگامی که دست از ترجمه می کنید ذهن تان چقدر آزاد می شود. اهمیت استراحت زمانی روشن می شود که توانایی ادرا کمان افزایش می یابد، دقیقا همان لحظه ای که عبارتی بی مفهوم، معنادار می شود و فریاد می زنیم «آهان، خودشه. این شیوهي غير خطی در حل مسائل است و بسیاری از مشکلات پیچیده به همین شیوه حل می شوند .

آشکارسازی خلاقیت نهان مغز

اگر از دست نیم کره ی چپ خسته کننده به ستوه آمده اید، آن را کنار بگذارید و نیم کره ی  راست خجالتی را وارد معرکه کنید. در این صورت می توانید دید وسیع تری داشته باشید و ارتباط میان اجرای منزوی را درک کنید. برای این که به مشکل فائق آیید باید راه دسترسی به تیم کرهای راست را پیدا کنیاد
کمی استراحت کنید، حتی شده مدتی کوتاه می توانید کمسی روی زمین دراز بکشيد و فقط چند دقیقه ای استراحت کنید. با این کار، ایجاد تغییری بزرگ دور از انتظار نیست. حتی می توانید از منزل خارج شوید و در هوای آزاد قدمی بزنید، راه برويسده، بله ویسد، بالا و پایین بپرید به هر طریق ممکن پان تسان را به حرکت و ادارید. می توانیسا، موسیقی گوش کنید و حتی بهتر از آن، خودتان پست از پا می توانید بخندید. خنده شما را از قوانین خشک منطق دور می کند و به برخورد خطی با مسائل پایان می دهد. خیلی زود خواهید فهمید کدام روش برایتان بهتر است
بدین ترتیب خواهید توانست
ذهن تان را آزاد کنید و از مجلاب پاسخ های اشتباه برهبد سکوت را بر ذهن تان حاکم کنید و به پیام های عصبی مغز هنگام حل مسئله (همان لحظه ی آهان. خودشه) توجه داشته باشید. فاصله ی بسیار زیادی از مبحث بگیرید، هرچه فاصله بیشتر باشد و جزئیات کمتری در ذهن داشته باشید مفهوم بیشتری از متن عایدتان خواهد شد.
مسلما برای انجام هر کاری به هر دو نیم کرهی مغز نیاز است، اما نکته اینجاست که چگونه به سادگی از یکی به دیگری رجوع کنیم.

 

ارسال نظر